دیروز همان طور که گفتم دوستام قرار بود بیان خونمون. ولی خوب برای هر کدومشون مشکل به وجود اومدو نیومدند . فقط آیسان و الهه اومدند . یه یک ساعتی شایدم بیشتر باهام بودیم . خوش گذشت .
امروز با خانواده رفتیم گردش . با خاله ها و دایی ها . خیلی خوش گذروندیم .جای داداشام خیلی خالی بود. دلم واسشون یه ذره شده . تا دو سه روز دیگه میان . خیلی خوشحالم . همین الانم فیلم یانگومو دیدمو و گفتم بیام یه سر به وبم بزنم.
شاید بریم مشهد . از وقتی حرفش شده بریم مشهد نمی دونید چقدر خوشحالم . دل تو دلم نیست که برسم اونجا و ضریح مطهر امام رضا رو ببینم. انقده حرف دارم باهاش بزنم.
فقط دعا کنید که برم . اگه قسمت شد که برم اونجا واسه همه دعا می کنم.