تبليغاتX
مریم پاییزی -
روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

دوباره شب شد . دوباره دلم گرفته .

مي خوام يكم بنويسم خالي شم. ساعت ۱۲:۱۵ است .

يكم خوابم مياد. گفتم بيام يه سر به وبم بزنمو بعد بخوابم . چند تا از نظرامو چك كردم و به دوتاشونم جواب دادم.

امروز دوباره داشتم فكر مي كردم كه وبمو حذفش كنم .

فردا پنج شنبه است قراره برم خونه خالم بعدازظهرم قراره دوستام بيان خونمون . دختر خالم كه از جونم برام عزيزتره و برام مثل خواهر مي مونه هم قراره بياد .

ايشاالله خوش ميگذره .جاي همتون خالي . آيسانم قراره بياد مگه نه !!!!!

اگه نيومدي كه ديگه هيچي ...

مي خوام يه چند روزه استراحت كنم و بعدش برم سراغ درس .

ما كه به پيام نور راضي نيستم ( قابل توجه بعضي ها ) واسه همين درس مي خونيم واسه يه دانشگاه دولتي خوب . مامانم هميشه ميگه آدم اگه اراده كنه مي تونه.

فقط واسم دعا كنيد. خيلي حرف زدم . ببخشيدا...

فعلا ............




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 0:16 توسط ..:: مریم ::..