تبليغاتX
مریم پاییزی -
روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

امروز دل نمي كنم همش مي خوام حرف بزنم . حالا از هر چي كه شده .

امروز رفتم مدرسمون. آخه كارنامه موقت نمره هارو مي دادند . اين كنكور  هم واسه ما شده يه غول ؟

تازه معدلي هم كه شده ديگه بدتر . امتحانارو سخت مي گيرند بعدش وقتي ميري نمره هاتو مي بيني از

تعجب شاخ در مي آري .

من امروز به خاطر درس حسابانم اعتراض كردم آخه تقريبا يك نمره از چيزي كه خودم انتظار داشتم كمتر

شده بود.

تا حالا كه درس خوندن واسم خيلي جدي نبوده ( در حد خودش ) ولي ايشاالله تابستون مي خوام

درسامو جدي بخونم . داداشم  قراره تو همه درسام كمكم كنه . خدا رو خيلي شاكرم كه همچين

داداش دلسوزي بهم داده . اين چند روزه كه اعصابم به خاطر امتحانام داغون بوده سنگ صبورم سعيد

بوده . الانم خودش دانشگاه است  .رشته مهندسي عمران مي خونه . البته من دو تا داداش دارم كه

يكي شون مهندسي برق مي خونه . هر دو تاشون تو يه دانشگاه هستند .  هر دو تا شون صنعتی

اصفهان می خونند . هردو تاشون گلند .( که البته داداش بزرگم که برق می خونه برای فوق لیسانس

دانشگاه تهران قبول شده .)

حالا معلوم نيست شايد به خاطر درسام  وبمو حذف كنم .ولي فعلا كه برقراره .

باي




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:22 توسط ..:: مریم ::..